پست‌ها

نمایش پست‌ها از مارس, ۲۰۱۱

عید خاکستری عاشقی که واسه همیشه از نگارش دور ماند

حمد و سپاس مخصوص ذات اقدث اوست که حاکم مسّلم آسمان و زمین است و امّا باز هم دورودی بیکران از پست ترین نقطه دنیا بر صاحب و مالک عالم امکان خداونگار همه نفوس تویی که جان می دهی روزی رسانی میمیرانی تویی که قضاوت میکنی روزجزا را .سلامی از تنهاترین مرد زمین به توکه داداربی بدیع امروز و فردا و دیروزی .توکه به زیبایی زنده کردی زمین مرده از نفس زمستان را، 

بهار بی تو سبز نیست خاکستری

به نام حکیم مطلق سلام خدمت گلی که همیشه بهاری سلام بانوی زیبایم امیدوارم حال نازنینت خوب باشد و سالی پر از برکت و آرامش در ÷یش رو داشته باشی.ببخشید دیر وبلاگ نوشتم .بیگناه فقط به جرم عاشقی وبلاگم فیلتر شده حالا هم با فیلتر شکن خدمت رسیدم.اگر از احوال ما جویا باشی که می دونم نیستی بهارمان رنگ خاکستری مثل تمام بهارهای بی تو سرد سرده..شما یه روز فرمودی به رفتنم عادت میکنی امّا به ناز بی حد چشمات دو سال عادت که نکردیم هیچ هر روز تحمل غم نبودت بر دوشم سنگینتر است.نمی دونی دو سال وقتی همه با ذوق اون اداره را برای تعطیلات عید ترک می کنند ندیدی نمی دونی که عاشق بی دل تو چه حالی داره. گله ای نیست تو رفتی در دل تو یاد من چون شمعی خاموش گشته ،امّا ببین که من هنوز بر عشق وفادارم یه روز گفتی برم شاید کسی پیدا شد صاحب دلم شد امّا ندونستی دلی که یه بار به ناز صدای تو آرام شد .دیگه به چیز دیگری راحت نمی گیرد.خلاصه گلم بد جوری در اوج مصاعب زندگی بی تو ماندم اما هر لحظه لبانم سرگرم ذکر دعا برای سلامتی تو خانم و هر کس که شانه هایش مامئن آرامش توست.بانوی زیبایم در بدترین شرایط هم از دا برای تحمل نبودت ص...

شب شیدا

شب شیدا هر شب کنار عکس تو شمعی محیا میکنم                   با اشک و آه و خون دل شب را مصّفا میکنم هر شب بیاد چشم تو گریان کنم چشمان خویش                شاید بدینسان عشق را من با تو معنا میکنــــم دیریست در چشمان من جای تو خالی مانده است               رفــــــــــــتی همه آرامشم ، با غم مدارا میکنم دیریست خواب و چشم من بیگانه با هم گشته اند                   بس در غمت شب تا سحر تکرار نامت میکنم

حرفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهای دلتنـــــــــــــــــــــــــــــــــــی

((به نام خداوند زیبایی ها که تو را اینچنین بیتا و زیبا آفرید)) ســــــــلام لبــــــــــــــــــخند زیبای خدایم .سلام و درود به آنکه آن چشمان زیبایت که هر آیینه آیه ای از عظمت و قدرت بروردگار من است را آنچنان بیتا آفرید .سلام نـــــــــــــــــــــــــدای ناز من، سلام ای یگانه  محبوبم ،که دیر زمانی ترک من و دل بیتابم کرده ای از، عاشقی که همه زندگی  اش دیدن گل لبخند بر لبان تو بود  و تو می دانستی که دلی در گوشه فراموش دنیا تنها به صدای نازنین تو آرام می گیرد .سلام ای همه آرام جان نا آرام. شب جمعه ای دیگر باز رسیده از راه و تنهاترین مرد دنیا همانکه لحظات  جوانی و زندگی خویش را در نبود تو به حرمت آن دقایق کوتاه با تو بودن کنج عذلت گرفت وبا خیال تو زیستن را به هیچ دنیا نداد.همانکه شبی خواب به چشمانش نرفت اگرنقش چشمان تو را برسینه نفشرد .آری نازنینم باز هم منم همان شبگرد کوچه های غمگین عشق تو که یک سال و اندی ایست که خواب از چمانش گریخته بس که در فراغ تو در دل شب نام تو را بی وقفه تکرار کرده .همان که در حالی که مییوخت در آتش هجران تو آمّا بی وقفه از خدا می خواست صبو...

ساعات آخر اداره نشستم و براي تو همه كسم مي نويسم

به نام خدا سلام خدمت تو بانوي همه گللها مي دوني چقدر آمدم اين سازمان و تو را نديدم مثل كوهي خاموش برگشتم به شهر تنهايي خودم.يه روزي ظلم به من و به عشق اگر فكر كني جز به خاطر وجود نازنين تو آمدم به اين اداره يه روزاگر تو فكر كني به خاطر جز تو زنده بودم و زندگي كردم گلم امروزهم مثل دو سالي كه حتي داي تو را هم نشنيدم  آمدم و نبودي نديدم ميرم .فداي تو همه زندگي اين عاشق.عاشقانه دوستت دارم بهارم نيستي ببيني در بهار دنيا چگونه بي تو من خران زده و ژپيرم               .فداي تو سايه .م

يك بهار ديگر بي تودر راه من است بهاري كه شاخسار زندگيم سالهاست بدان تازه نمي گيك بهار ديگر بي تودر راه من است بهاري كه شاخسار زندگيم سالهاست بدان تازه نمي گرددردد

(به نام انكه جانم بخشيد به سنگ عشق جلا داد دل سياه از گناهم ر ا) سلام خدمت آنكه جانانه جانم شد.باز هم سلام از تنهاترين عاشق دنيا به تو كه همه صبر و قرار اين دل شيدايي. سلامي به رنگ عشق و به زلالي قطره شبنم صبح .سلام به تو كه لبخند زيباي پروردگارمي.سلام محبوب زيبايم .از ظهر گذشته و من دز داخل قسمت توي تبعيد بي نشاني ها دارم براي تو  كه بانوي تمام خوبي هايي .مي دانم الان شما هم در حال صرف نهار حتما" در جمع دوستاني .دوباره بهار در راه و مردم مست از هواي عيد و عيدانه اند .امّا براي عروس  چلّه نشين دردها چه بهاري چه سروري؛؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شب شيدا هر شب كنار عكس تو شمعي محيا ميكنم            با اشك و آه خون دل شب را مصفّا ميكنم هر شب بياد چشم تو گريان كنم چشمان خوويش       شايد بدينسان عشق را من با تو معنا ميكنم  ديريست در چشمان من جاي تو خالي مانده است      رفتي همه آرامشم " با غم مدارا مي كنم ديريست خواب و چشم من بيگانه با هم گشته اند         گ...