دوشنبه، اسفند ۱۶

ساعات آخر اداره نشستم و براي تو همه كسم مي نويسم

به نام خدا
سلام خدمت تو بانوي همه گللها مي دوني چقدر آمدم اين سازمان و تو را نديدم مثل كوهي خاموش برگشتم
به شهر تنهايي خودم.يه روزي ظلم به من و به عشق اگر فكر كني جز به خاطر وجود نازنين تو آمدم به اين اداره
يه روزاگر تو فكر كني به خاطر جز تو زنده بودم و زندگي كردم گلم امروزهم مثل دو سالي كه حتي داي تو را هم نشنيدم 
آمدم و نبودي نديدم ميرم .فداي تو همه زندگي اين عاشق.عاشقانه دوستت دارم بهارم نيستي ببيني در بهار دنيا چگونه بي تو من خران زده و ژپيرم               .فداي تو سايه .م




سلامی دوباره به گوهر یکتای قلبم

سلام ای عشق زیبایم .سلام ماه دل آرامم .سلام لیلی دلم منم مجنون عاشق. سلام خانم مهندس عزیزم سلام ندای نازنینم.امروز ۴ سال است که دیگر چشمانم ...