دوشنبه، آبان ۱۱

سلامی دوباره به گوهر یکتای قلبم

سلام ای عشق زیبایم .سلام ماه دل آرامم .سلام لیلی دلم منم مجنون عاشق. سلام خانم مهندس عزیزم سلام ندای نازنینم.امروز ۴ سال است که دیگر چشمانم رخسار زیبای تو را ندیده دیگه پیر پیر شدم گلم میدونم نمیای دیگه ریش و موهام سفید شد ۵۱ سالم شد اما هنوز شاعر چشمان تو ام ،با افتخار هنوز عاشق و دیوانه تو ام با افتخار .کسی بر سند دلم بر جای تو تکیه نزده کسی در خانه م جای تو را نگرفته ،همچنان همه چیز چون بیست و اندی سال پیش است فقط من پیز تر شکسته تر شده ام دیگه اثار پیری بر جانم به خوبی هویدا است و از ان گریزی نیست.خیلی ها روزانه میپرسند ایا از این تنهایی خوشنودم پاسخم یک چیز است اری تنهایی که بهای عشق پاک است همچنان خوشنودی من است . رادیو قصه مجنون میخواند ،دلم هوای زیارت چشمانت را کرد سر در محراب عشق تو گذاشته و با تو نازنینم دمی درد دل کنم .خواستم فقط بگویم تا زنده ام دل در گرو عشق توست نازنینم از بعد از مرگم خبرم نیست که اگر بر اختیار خودم باشد باز هم مجنون توام زیبا رو

عاشق تنهای تو داود

سلامی دوباره به گوهر یکتای قلبم

سلام ای عشق زیبایم .سلام ماه دل آرامم .سلام لیلی دلم منم مجنون عاشق. سلام خانم مهندس عزیزم سلام ندای نازنینم.امروز ۴ سال است که دیگر چشمانم ...