پست‌ها

نمایش پست‌ها از ژوئن, ۲۰۱۱

زخم از رفيق خورده و در راه مانده از دنيا گذشته

به نام نامي حضرت دوست سلام گل قشنگم سلام نغمهء آهنگم سلام همه دنيايي سايه  ساعت 3:30 و شما مطمئنا" رفتي من هنوز توي اداره ام همه مي گن چرا در رديف انتقالي ها خودم را از اين اداره لعنتي منتقل نكردم  آخه كسي چه ميدونه من اينجا پاگير چي هستم  آخه كسي نمي دونه من يه عمر درگير نگاهتم يه عمر خراب اون جلوه مست چشماتم .اره گلم دوباره و دوباره از رفيق زخم خورده و در راه مانده شديم .زخمي تيغ رفيق ديگر .                                                        فداي نگاه نازت سايه

شرمنده ام كه تو نيستي..........................

شرمنده ام نگارم كه تو نيستي  در نبود تو   و من هنوز  زنده ام  و نفس ميكشم كه نبوده رسم عشق عاشقي ميدانم سلام   بزرگ بانوي قلبم اميدوارم هر كجا كه هستي خرّم شاد باشي من هم گرچه شما نپرسيدي اما نزديك شما توي همين اداره   ساعتهاي اين عمر بي تو را   ميشمارم. تا برسد ساعت مرگم از راه كه همان ساعت  وصل است  برايم جانا از راه دور ميبوسم صورت چو ماهت را مرا ببخش  اگر كمتر مينويسم  دليلش بي وفايي نيست  گرفتاري آمده  و گريبانم  گرفته تو گويي  دنيا با تمام توان  ميخواد عشق تو را از من بگيره  امّا تو بدان بي تو   هرگز  اي منجي  آخرم تو بدان لبخند زيباي پروردگارم                                                        ...