پست‌ها

نمایش پست‌ها از دسامبر, ۲۰۲۱

شب گریه

به نام عشق سلام خانم مهندس عزیزم .سلام همه امید   این دل نا امیدم خانمی صبح ۰۰/۹/۳۰    است نمیدانم چشمان زیبایت   بدنیا طلوع کرده یا   هنوز   در خواب نازی نازنینم خانم خوبم تمام دیشب را بیادت شعر خوندم و تا اول صبح   از فراق چشمانت که دو سال از دیدارش   به جبر   روزگار   محروم شدم اشک ریختم گلم   منتی نیست   کار   کار عاشق   مناجاته   گل   من   یادت   میاد میگفتی این عشق هم از جنس عشق   های امروزی است   و به نبودم زود عادت میکنی   خانمم    داره بیست سال میشه   سابقه عشق    رویاییم   خانمم   هنوز   بعد بیست سال چیزی عادت   نشده   و خیلی از شبها   را سر در محراب عشق    تو تا صبح   از   فراق   و رفتنت   اشک   میریزم   گل من   ملامت   نمیکنم اوامرت را   حق داشتی   عشق مرا هم   به چشم   عشق   های   امروزی میسنجیدی    اما من میدانس...
                نازنینم روز میلادت مبارک

تبریک روز میلاد تو

  سلام ای      زیباترین نغمه جاودانه عشق       سلام ای ماه بانوی زیبایم .سلام خانم مهندس زیبایم   سلام ای آخرین آرزوی دل ویرانم.خانمم سالروز میلادتان   مبارک مثل هر سال حسرت تبریک گفتن به تو نازنینم بر دلم ماند.خانمم همه آرزوم روز تولد توست عزیزم ببخش که از تو دورم و هنوز نفس میکشم   .که این نبود رسم وفا اما مرگم دست خودم نبود وگرنه بی تو یک روز زندگی نمیکردم.خانم گل زیبایم   باز این روز بهانه ای شد که بگم عزیزم خیلی دوستت دارم سالهاست مینویسم شما اصلا اطلاعی ندارید   ای کاش روزی این نوشتار حقیر به زیارت چشمان زیبای تو نایل اید.خانمم که رفتی و حتی خبری از من نگرفتی   بدان هنوز با همان شوق جوانی هرشب عکس صورت نازنینت   را به سینه میفشارم تا خواب فتح کنه   قلعه بی فروق چشمانم را خانم ندای عزیزم خیلی دوستت دارم گرچه نمیدانی مرد همیشه تنهای تو فقط مرد خودت داود