درد دل شبانه با تو نازنینم
به نام خدایی که چند روزه ازش بریدماما خود نمیدانم چرا باز به نام او شروع میکنم سلام گل زیبای من ،سلام ندا خانم ،که رفتی و به یکباره که نه اما چه زود فراموشت شدم خانمم توی اون اداره پر بود از ادم هایی که مرض جنسی بودند آدم هایی که از صبح که می امدند تا وقت رفتن کارشان فقط تشبیح تعبیر خانم ها بودنمی دانم اما گویی جز این کار کار دیگری نداشتند و جالبتر اینکه سر ظهر که میشد همه در صف نماز حاضر بودند هیچ وقت نفهمیدم این همه دورویی بهر چیست اما گلم من که از صبح به تو فکر میکردم و تمام فکر ذکرم شما بودی از چشم شما افتاده بودم مشتی منافق دو رو آدم های باب میل شما بودند شما که با من قهر کردی من که هیچ وقت نتوانستم حتی در فکرم نظر سویی به شما داشته باشم اما انان که به راستی بیمار جنسی بودند در چش...