پست‌ها

نمایش پست‌ها از دسامبر, ۲۰۱۰

شعر بانوی زیبای بهار

((بانوی زیبای بهار)) بازآ ز سفر قرار دل پیر شدم            جان بی تو به لب آمده دل سیر شدم باز آ که به ناز چشم تو بیمارم             تو بیا که از غمت دگرزمین گیر شدم باز آ  به برم صاحب این خانه تویی         سرور و تاج سر و بانوی یکدانه تویی باز آ که خزان چیده گل عمر مرا             دریاب که آن لیلی افسانه تویی باز آ و مگو ز بودنم سیر شدی           از من دربدر خسته تو دلگیر شدی باز آ وبمان در بر من زیبا رو          گرچه از قصهء رسوایی من سیر شدی باز آ  و دم آخر من با من باش              بازآ  نگهم در نفس آخر باش بازآ که دگر فرصت دیداری نیست       تو بیا هم نفس آخر این عاشق ب...

درد دل یک عاشق که همه سهم اون از عشق یک عکس رخساره محبوب و بس .

به نام یزدان پاک سلام به کسی ه تمام آمال این دل عاشق .کسی که حالا که برایت می نویسم نقش نازنین صورت ماهت روبروم نشسته زل زده به فداییش ببینه چه کار میکنم ؛بانوی زیبای من نمی دونم کجایی و با که هستی امّا از ته دل با یک دنیا عشق بهترینهای دنیا را برایت آرزومندم.کسی نمی پرسه امّا ما هم هستیم یک نفس با عشق پاک شما می سوزم از داغ فراقت بیتاب از دلتنگی ونا امید ازحتّی از امید یکبار دیگر زیارت اون قامت شریف ,زیارت اون چشمهای رنگ دریای شما .هر لحظه در ذهن خسته خود به تصویر میکشم خاطرات روزهای نازنینی را که به قول شاعر ((یاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بود)) عزیزم دوباره تبریک م گم سالروز فرخنده میلادت را یادت میاد چقدر برای رسیدن این روز مبارک تمام سال را میشماردم ثانیه به ثانیه تا شاید می توانستم نفر اوّل در تبریک گویی باشم ,نازنینم خیلی حقیره امّا اگر بپذیری این وبلاگ پیشکش چشمهای ناز شماست .....!!!چقدر خوشخیالم فکر می کنم که شاید روزی اتفاقی ببینی این وبلاگ رابینی با چه ذوقی تمام این وبلاگ را با گوشی موبایل ساخته وپرداخته ام کامپیوتر خیلی وقته خراب .عزیزم با ا...

تبریک تهنیت به مناسبت روز میلاد وجود نازنینت

سلام گل نازم سلام ای یگانه نغمه سازم گل من روز میلادت مبارک حمد و سپاس خداوندی را که تو نازنین را به زمین هدیه کرد وعشق تو را ناجی قلبم ساخت و به سنگ عشق جلا داد دل زنگار گرفته از گناهم را و بحّق که اوست صاحب حمت مطلق و اوست که می داند هر موجودی را چگونه به راه آوردآورد,و من تا ابد سپاسگذار ذات مقدس او وقدر دان وجود نازنین شما نازنینم.گر چه حدود دو سال است که چشمم از دیدار وجود عزیزت محروم است امّا تو چنان حاکمی بر دل که هر نفس به ذات اقدس خداوندیش هر نفس بر عشق تو مومن ترم و هر نفس بر تو وابسته ترم گرچه هردم سختر میگردد تحمل دوری از تو امّا به عنایت سلطان عشق منم عاشقترین مرددنیا.گرچه فاصله ام با تو کمتر از ربع ساعتی ست امّ من محروم از دوام از دیدار روی ماه توام امّا تو بدان تا مرگ برای حرمت وجود نازنینت حفظ حریمخانه ام کنم از غیر تو واین تن ناقابل که گرچه تو تو نخواستیش امّا حفظ میکنم از غیر دست تو نمی خواهم آن جوانی را که در کنار غیر تو رقم خورده باشد ....