جمعه، بهمن ۱۳

یه آدم غمگین توی یه غروب جمعه

{     بسم    الّله الصابر  }
السلام علیک یا  سلطان قمر بی همتای بنی هاشم
..................................
سلام عشق همیشهء قلبم سلام ای آشنایی که حتّی میان
یک شهرغریبه تو را گم نمی کنم
سلام ای نازنین اسمی که میان این هم سال تنهایی تو را گم نکردم.سلام
ای رویایی که هیچ وقت کم رنگ نشدی میان این همه رنگ  های بی رنگی
گرچه تو رفتی و مرا میان این مردم بی مهر و محّبت  گر چه تو رفتی و مرا جا گذاشتی
در این جنگل آهنی میان این همه ماشین  عصر آهنی.آری نازنینم  منم همان
کاتبی که این همه سال این همه دلتنگی را میان این دفتر مجازی میان مردم
مجازی.به راستی که بودی تو که اینگونه در قلبم جاوذان  شدی به راستی که بودی
سایه غروب غمگین جمعه

سلامی دوباره به گوهر یکتای قلبم

سلام ای عشق زیبایم .سلام ماه دل آرامم .سلام لیلی دلم منم مجنون عاشق. سلام خانم مهندس عزیزم سلام ندای نازنینم.امروز ۴ سال است که دیگر چشمانم ...